کسی یادش هست ما سی سال پیش چرا انقلاب کردیم ؟
مطمئناً هدفهای بزرگی داشتیم ، هدفهایی که ارزش یک انقلاب تمام عیار را داشت . حالا دوباره می پرسم کسی یادش هست ما چه هدفهایی داشتیم ؟
این سوال بعد از انتخابات در ذهن من ایجاد شد و سعی کردم در این مورد اندکی تحقیق کنم . جوابهای جالب و حتی گاهی متناقض از این قضیه گرفتم و نکته ای که در همه این جوابها به مشترک بود این بود که اینها جوابهای امروز است برای سوالی که مربوط به سی سال پیش می باشد . از آنجایی که به مردم سی سال پیش که در همان شرایط باقی مانده باشند ، دسترسی نداشتم و روزنامه های سی سال پیش هم با توجه به سانسورهای امروزی و عدم وجود امکانات دیروزی به راحتی به دست نمی آید رفتم سراغ اشعار و سرودهای آن زمان !
نتیجه واقعا فوق العاده بود ! یک مجموعه زیبا از سرودهای حماسی و ملی مربوط به قبل از انقلاب ، بعد از آن و نیز مربوط به زمان جنگ تحمیلی به دست آوردم و در کنار مجموعه زیبای چاووش ساعتها گوش و ذهن خود را نواختم...
واقعا زیباست ، غمها ، شادیها ، پیروزیها ، شکستها و حتی رجزخوانیهای آن زمان دلنشین و زیباست ...
از خواندن اشعار و شنیدن سرودها به چندین نتیجه رسیدم که در ادامه عرض خواهم کرد و در انتها یکی از زیباترین اشعار مربوط به آن زمان را جهت یاد آوری در اینجا قرار خواهم داد :
الف ) اولین نتیجه به دست آمده این است که یکی از اصلیترین هدفهای مردم سی سال پیش به دست آوردن آزادی بوده است ، و جالب اینکه جمهوری اسلامی را وسیله ای می دانستند برای رسیدن به هدف اصلی که آزادی بوده است . بالتبع آنها فکر می کردند در جامعه ای که نود درصد مردمش مسلمانند حتما محتوای حکومت باید اسلامی باشد و نیز در آن زمان بهترین شکل حکومت برای نیل به آزادی جمهوری بوده .
ب ) با وجود اینکه هدف اصلی آزادی بوده ولی همیشه این آزادی بعید ، دور از دسترس و در ازای جان باختن و صدمه دیدن تصویر شده و این نیز نکته جالبی است که بدون شرح بیان شد .
ج ) در اکثر این اشعار و سرودها به ایرانی بودن بیش از اسلامی بودن توجه شده که البته این مسئله بیشتر در زمان شروع جنگ اتفاق افتاده که به منظور بیدار کردن روحیه پهلوانی مردم برای گسیل به جبهه دور از ذهن هم نیست .
د) از محتوای این اشعار و سرودها این گونه به ذهن متبادر می شود که مردم در آن زمان همدلی و اتحاد خاصی داشته اند.
ه ) اشعار از طیف گسترده ای از شاعران و سرودها نیز از طرف خوانندگان زیادی ارائه شده و بیشتر از رادیو و بعد تلویزیون به سمع و نظر مردم می رسیده است .
و ) و البته در مورد سوال اصلی .... بعد از آزادی هدفهایی چون رفاه ، اقتدار ، پیشرفت و اعتلا حتی در مورد مسائل مذهبی هم هدف بوده ، هرچند همه در سایه آزادی قرار داشته است .
بعد از رسیدن به این نتایج چند نکته در ذهنم شکل گرفت که عبارتند از :
1- بعد از سی سال و با وجود وقوع انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی هنوز در تمام تجمعات و کنشهای اعتراضی و انتقادی هدف اصلی آزادی است .
2- اکنون این طور به نظر می رسد که جمهوری اسلامی و بخصوص اسلامی بودن جمهوری هدف عنوان می شود و خود جمهوریت و حتی جان و آبروی مردم در جهت رسیدن به این هدف بی ارزش است . از آزادی که کلا خبری نیست .
3- مورد " ب " اکنون و بعد از انتخابات اخیر به خوبی قابل فهم و درک است .
4- از همدلی و اتحاد آن زمان مردم ایران امروزه چیز زیادی مشاهده نمی شود حتی در اعتراضات و تجمعات دانشگاهی و با وجود اینکه به عنوان مثال صد نفر حضور دارند بیست گونه مختلف شعار داده می شود که مربوط به بیست گروه مختلف با نظریات و عقاید مختلف است و با احترام به نظریات سکولار عرض می کنم که این شیوه به علت نبود اتحاد ره به ترکستان می برد .
5- از شعرا و خوانندگان قوی و متبحر آن زمان به جز معدودی که آن هم از همان زمان مانده اند چیزی رویت نمی شود و این خود به تحقیق دیگری نیازمند است که چرا مثلا ما در حوزه شعر در این سی سال بعد از انقلاب نتوانستیم یک شاعر خوب یک نویسنده خوب یا ... به دنیا معرفی کنیم ؟
6- امروزه مردم برای تلویزیون و رادیو زیاد مهم نیستند و جالب اینکه تلویزیون و رادیو هم دیگر برای مردم مهم نیستند . رسانه مردم که اتفاقا شامل سرودها و اشعار آزادی خواه هم می شود ماهواره ، اینترنت ، محتویات تلفن همراه ( شامل پیامک و بسته های بلو توث) و در نهایت شب نامه و شعار روی دیوار و پول و ... است .
همه اینها را برای این نوشتم که ذهنم از این درگیری بیرون بیاید وگرنه هیچ قصد مخمل گونه ای در میان نبود و اما شعر که به گمانم از فرخی یزدی است و فوق العاده ...
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود زجان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را / می دوم به پای سر در قفای آزادی
در محيط طوفانزا , ماهرانه در جنگ است / ناخدای استبداد با خدای آزادی
دامنِ محبت را گر کنی به خون رنگين/ مي توان تو را گفتن پيشوای آزادی